تبليغاتX
دل نوشته های سید میلاد میرجلالی

سلام.قبل هرچیز تبریک میگم به بهزاد نجفی،دوست عزیز و مهربونم که تویه عصر شعر پابه پای بهار2 که با حضور استاد بیابانکی تویه دانشگاه برگزار شد به عنوان بهترین شاعر انتخاب شد و واقعا شعر قشنگی خوند.بعدا عکسهای اونروز که دستم اومد تویه وبلاگ میزارم.

این غزل یه طنز تلخه،نمیدونم اصلا میشه بهش گفت طنز یا نه.

طرح از مجید ادیبی/خبرآنلاین

توهمات خیس یک معتاد!


نه دلتنگم،نه افسرده،نه بیمارم نه معتادم

تمام خاطراتت مثل نامت رفته از یادم


هزاران بار لعنت بر منِ کم عقل لامذهب

که قلبم را به سویت مست و ناغافل فرستادم


فراموشم نخواهد شد زمانی را که میرفتی

و من پشت سرت از عمق جانم فحش میدادم


نمیمانی کنارم چون خرابت کرده فارسی وان

ولی من با وجود ماهواره باز آبادم


به من گفتی سگی،باشد سگم اما

منم آن سگ که از زندان عشقت دیگر آزادم


و گفتی بعد من با غصه و با درد میمیری

بسوزد جای ناجورت و یا جورت که من شادم!

#

من و رویای خیس و خستگی و بوی لاکردار

سرنگ در دست،خونی،در میان جوب افتادم

شاعر:خودم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 17:38  سیدمیلاد | |


آیینه ی حق،حضرت مادر آمد

از عرش خدا معنی محشر آمد

آنقدر که او علی،علی زهرا بود

بگذار بگوئیم که حیدر آمد

شاعر:خودم

---------------

یه عالمه تبریک و شادباش به خاطر این روز قشنگ به همه شیعیان حیدر کرار علیه السلام.البته جدیدا زیاد مخاطبی تویه وبلاگم ندارم به هرحال اگه کسی اومد اینجا بهش تبریک میگم :)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:9  سیدمیلاد | |

-چند روز پیش تولد وبلاگم بود.اولش که این وبلاگ رو درست کردم نمیدونستم بعدا اینقد بهش وابسته میشم.خاطرات قشنگی ازش دارم و کلا خیلی دوست دارم نوشتن تویه وبلاگم رو منتهی مدتیه زیاد وقت نمیکنم بروز بشم.

دامنه mirjalali.ir رو آقای شیخ صادق هردان که از دوستان بسیار خوب اینترنتی من هستند پارسال به مناسبت ولادت امام مجتبی علیه السلام به من هدیه دادن ازشون به شکل ویژه ای تشکر میکنم.از همه اونهایی که تویه این مدت نظر دادن یا به وبلاگم اومدن هم یه عالمه تشکر میکنم.

اگر خدای نکرده نوشته های من چه تویه پست ها چه تویه جواب به نظرات باعث رنجش کسی شده عذرخواهی میکنم.


-دیروز با بهزادنجفی رفتیم نمایشگاه و کلی کتاب شعر خریدیم.خودم 12 تا کتاب خریدم که 11 تاش غزل بود.دوتا عکس اونجا گرفتیم که خیلی زشت شد منتهی چون افرادی که باهاشون عکس انداختیم رو دوست داشتم عکسا رو میذارم.لینک چندتا عکس بی ربط هم میزارم.اگه خواستید عکسی رو ببینید روی لینک کلیک کنید.


1.من و علیرضا بدیع


http://www.up98.org/upload/server1/02/i/eaoj46pgila8b25q6zm.jpg


2.من و سفره هشت سین امسال!(چون من سیدم) خیلی این عکس رو دوست دارم کلی خاطره است.


http://www.up98.org/upload/server1/02/i/bdsomfzp42gw586jtr5.jpg


3.من در هاله ی نور!(این عکس رو دوس دارم)


http://www.up98.org/upload/server1/02/i/laxzxvi5qbypgll4hyxh.jpg


4.من و دریای خزر


http://www.up98.org/upload/server1/02/i/3by23wu49zujt323mi7.jpg



خورشید شب!

اگرچه زنده به عشقم وَ دوستت دارم

به قطره قطره ی اشکم ز عشق بیزارم

چقدر کوچک و بی آبرو شدم با عشق
گلی و پیش نگاهت همیشه من خوارم

دوباره شعر جدید و دوباره شعر جدید
گذشته از صد و یک شعر بی تو آمارم

دگر برایت از احساس خود نمی گویم
دگر به روی کویری گلی نمیکارم

ولی شبیه به خورشید در سیاهی شب!
تو خواب خوب من استی اگرچه بیدارم

تو در وجود منی،در نفس نفس هایم
چگونه از خودم ای عشق دست بردارم؟!

شاعر:خودم
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:57  سیدمیلاد | |

در كوچه بوي آتش و در خانه عطر گل

مرز بهشت و دوزخ از آن روز اين در است


با پهلوي شكسته هم از كوه كوهتر

با قامت خميده هم از آسمان سر است

شاعر:مهدی مردانی


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:6  سیدمیلاد | |

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گم کرد خداوندش را

کاظم بهمنی

سلام به همگی.خوبید ایشالا.

از همه دوستانی که خیلی وقته نظر دادن و دیر نظرشون تایید شد عذر میخوام.و از همه اونها که سال جدید رو تبریک گفتن تشکر میکنم.قبل هرچیز بگم که شایعه شده بود که اتفاق بدی واسه پدرم افتاده که تکذیب میکنم،با این سرعت انتقال اطلاعات این شوخی ها شاید زیاد جالب نباشه.

واقعا بابت این همه روز که بروز نشدم عذر میخوام.اواخر سال اینقدر درگیر کار بودیم که به هیچ چیز نرسیدم.بعدشم سریع رفتیم مسافرت و اونجا با اینکه میتونستم برم کافی نت تنبلیم اومد.از تبریک عید هم که خیلی گذشته به هرحال:سال خوبی رو برای همه ی دوستان عزیزم و همه ی اونهایی که به وبلاگ من سرمیزنن آرزو میکنم.امیدوارم تویه این سال تویه همه زمینه های زندگیشون موفقتر باشن.

ایام فاطمیه اول رو هم نشد تسلیت بگم.فاطمیه دوم انشاالله جبران میکنم این فاطمیه که واقعا شرمنده مادرم حضرت زهرا سلام الله علیها شدم.

دیروز روز تولدم بوداااااااااااااا.تولد خیلی سوت و کوری بود ولی به هرحال ورودم به روزهای بیست و سومین سال زندگیم رو به فال نیک میگیرم.امیدوارم باقی عمرم بهتر از گذشته باشم.

یه عالمه شعر گفتم که تویه وبلاگم ننوشتم.دوست داشتم پست بهتری بشه ولی باید از یه جا دوباره آغاز کرد.الان دانشگاهم و فرصتی شد تا بروز بشم.

این غزل رو خیلی وقته گفتم.یادم نیست فکر میکنم بهمن ماه بود.

*******************

شیرین قصه های من!


در بین ما که فاصله افتاد میروی

از بند عشق و عاطفه ازاد میروی


وقتی که من خراب قدمهای تو شدم

با قلب سنگی  و دلی آباد میروی


من در میان خاطره ها غرق گریه ام

اما تو بی تفاوت و دلشاد میروی


شیرین قصه های غم انگیر من شدی

با خنده ای به تیشه ی فرهاد میروی


حالا که بی تو در دل این قصه مانده ام

با من بگو چگونه تو از یاد میروی؟!



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 16:43  سیدمیلاد | |

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی/باشد که از خزانه غیبم دوا کنند  (حافظ)

*********************************

ماهیِ قشنگ

ماهیِ قشنگ برکه یِ قلب منی

انگیزه ی لحظه لحظه یِ قلب منی

پایان تمام دردهایم هستی

آغاز عجیب قصه ی قلب منی

شاعر:خودم

*********************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 8:58  سیدمیلاد | |
کارهای زیاد و وقت کم و یه موضوعی که بدجور حالم رو گرفته.کلا سال 90 اصلا خوب نبود.قطعا این من بودم که برای سال 90 خوب نبودم.خیلی خیلی به سال بعد امیدوارم به شرطی که این چند روز آخر سال به سلامتی تموم بشه سال بعد از همه نظر سال خوبی میشه.به خاطر یه موضوع استرس وحشتناکی دارم خواهش میکنم دعام کنید.

این غزل رو یه ماه پیش گفتم و جدید نیست.فضای شعرم نو نشده چون این شعر رو قبلا گفتم.


تماشای تو...

آن لحظه که چشمم به تماشای تو آمد

در قاب دلم چهره ی زیبای تو آمد


مبهوت تماشای تو بودم که به ناگاه

امواج غم از ساحل دریای تو آمد


تقدیر من آن لحظه به چشمان تو پیوست

افسوس که غم در دل من جای تو آمد


کشتی غزل در دل امواج ترک خورد

با قلب ترک دیده غزل های تو آمد


از دوری تو میرسد آن لحظه که گویند:

بر دوش غزل شاعر تنهای تو آمد

شاعر:خودم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 19:17  سیدمیلاد | |
این عید بزرگ رو به شیعیان حیدر کرار  امیرالمومنین علی علیه السلام تبریک میگم.

کلا روز 9 ربیع من واقعا شادم.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است!!!:


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 12:34  سیدمیلاد | |

::قصه ی قسمت::

در هر کجا بسوی محبت دویده ام

اما سراب بوده محبت برای من

بانو تمام قلب منِ خسته مال تو

یک گوشه از تمامی قلبت برای من

در گیر و دار حادثه ی با شکوه عشق

احساس من برای تو،حسرت برای من

از شهر چشمهای پر از ماجرای تو

یک آسمان تحیر و حیرت برای من

هر ثانیه بدون تو یکسال میشود

مفهوم دیگری شده ساعت برای من

حالا که فاصله همه جا روبروی ماست

مثل همیشه قصه ی قسمت برای من

شاعر:خودم

دوستان نظر بدید خیلی خوشحال میشم که نقدش کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 19:36  سیدمیلاد | |

http://up.vatandownload.com/images/10leg4cozz3qvcpdld3.jpg

(بعدا نوشت/:من و همکلاسیم علیرضامرادی،90/10/26 دقایقی قبل امتحان زبان تخصصی.برای دیدن عکس روز آخره ترم قبل اینجا کلیک کنید)

سلام به همه،خوبید ایشالا؟،اینقدر سرم شلوغه وقت نمیکنم مطلب جدید بنویسم اما دیگه کم کم شعرام داره گم میشه به خاطر همین تصمیم گرفتم پشت سر هم شعرا رو اینجا بنویسم،خوشحال میشم اگه نظر بدید.


26 دی آخرین امتحانم رو دادم.ترمی که گذشت انتخاب واحدش خیلی عالی شد.20 واحد تخصصی تویه دو روز برداشتم و بدون اینکه مشکلی برای شغلم پیش بیاد میتونستم برم دانشگاه.زمان امتحاناش هم خیلی خوب بود.اساتید هم انصافا خوب بودن.کلا همه چی آروم بود.و در نهایت به شکل شگفت انگیزی همه ی درسا خدا رو شکر پاس شد.

پس از شکر و سپاس از خدای متعال،از همه ی اساتید و دانشجویانی که در انتخاب واحد،تهیه جزوه و کتاب،ارائه پروژه و در نهایت حین امتحان کمک کردن تشکر میکنم.

بعد از امتحانات بزرگترین استرس یه دانشجو انتخاب واحده؛دعا کنید انتخاب واحد ترم بعد به خیر بگذره.

در بین اساتید این ترم استاد سلمانی واقعا شخصیتی دوست داشتنی داشت.شب امتحان درس نظریه زبان تا صبح بیدار بودم و ساعت4صبح این دو بیت رو گفتم که برای استاد بخونم و شاید کمکی بشه ولی اصلا براشون نخوندم و ایشالا ترم بعد میخونم.

                                                تقدیم به استاد خسرو سلمانی
                                                       
                                                     استاد عزیز و با صفا "سلمانی"

                                                     محبوب تمام بچه ها "سلمانی"

                                                  با بودن تو "خسرو"یِ احساسی من

                                             "شیرین" شده درس و مشق ما "سلمانی"

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 13:45  سیدمیلاد | |